اِریک داوید (Éric David) از زبان خودش

خرید بک لینک

امکانات وب

زندگی

یک روز با خودم کلی فکر کردم و تصمیم گرفتم شغلم را ترک کرده، با موقعیت مطمئن و راحتی که در بانک داشتم خداحافظی کنم و از راه پرداختن به علایقم زندگی کنم: سفر، عکاسی و معامله کردن.

امروز دیگر بیست سالی می شود که تنها از راه درآمد حاصل از معامله زندگی می کنم. من هم مثل خیلی های دیگر، کار خود را با بورس یا همان بازار سهام شروع کردم.

اوایل همه چیز سخت بود. همه چیز را در حین کار کردن در بازار و با اشتباهاتی که مرتکب می شدم یاد می گرفتم. این تجربه ها اغلب به بهای از دست دادن پول زیادی به دست می آمدند...

بعد از بورس سراغ CFD رفته و امروز هم در پیشرو ترین بازار حال حاضر دنیا، یعنی فارکس یا همان بازار تبادل ارز، مشغول به کارم.

کتاب های مورد علاقه

  • نوشته های فراموش شده: قواعد طلایی (Les écrits oubliés: les règles d’or) اثر ناپُلِئُن هیل (Napoleon Hill): این کتاب بدون تردید انتخاب اول من خواهد بود. این اثر جوانی مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد. اگر امروز در حرفه و زندگی ام به این جا رسیده ام، به خاطر ایدۀ مطرح شده در این کتاب است: پیشرفت کردن و فراتر رفتن با به کار بستن مجموعه ای از قواعد ساده. از جمله هایی که بیشترین تأثیر را روی من گذاشتند، یکی این است: «همۀ پل ها را پشت سر خود خراب کرده و ببینید چقدر بهتر کار و بیشتر تلاش خواهید کرد وقتی بدانید راه برگشتی ندارید». مو به مو این قاعده را اجرا کردم. نوزده سال بیشتر نداشتم که با یک بلیط یک طرفۀ ساده و مقدار اندکی پول از پاریس به شهر جاکارتا در کشور اندونزی رفتم. از آن روز به بعد زندگی ام تبدیل شد به مجموعه حوادث و ماجرا هایی که از پیش آمدن هیچ کدامشان افسوس نمی خورم. هرچند که بعضی از آن ها خیلی سخت و ناراحت کننده بودند. فرانسوی ها خصلت معروفی دارند، آن ها از عالم و آدم می نالند و آن ها را مسبب مشکلات زندگی خود می دانند، اما هرگز خود و رفتار خود را زیر سوال نمی برند. برای جلو رفتن و پیشرفت کردن، باید خود را در آیینه دید و ایراد ها را را پیدا کرد. از شکست ها، به شرطی که راه بهره بردن از آن ها را دانست، می توان به موفقیت رسید. اما ارتباط همۀ این ها با معامله کردن چیست؟ جواب این است، برای سود کردن باید از ضرر کردن هایتان درس عبرت بگیرید.

  • ابرانسان (Les plus qu’humains) اثر تِئُدُر اِستورژُن (Théodore Sturgeon): بی شک یکی از کتاب هایی است که در دوران جوانی تأثیر زیادی روی من گذاشتند... اِستورژُن از بزرگ ترین نویسندگان رمان های علمی تخیلی است. او در سال 1918 در ایالت نیویورک آمریکا بدنیا آمد. داستان دربارۀ جوان فقیری ست که از سوی جامعه ترد شده. بر حسب اتفاق با گروهی از بچه ها که هر کدامشان توانایی خاصی دارند برخورد کرده و این ماجرا جریان زندگی اش را به کلی تغییر می دهد. ژانی می تواند اشیاء را از دور جابجا کند، بینی و بُنی دوقلو هایی اند که توانایی غیب شدن دارند، و بِبِه کودکی تیزهوش و نابغه است. جوان فقیر با قرار گرفتن در این گروه، برای نخستین بار محبت را از سوی همنوعانش تجربه می کند. این افراد که هر کدام به تنهایی اهمیتی نداشته و دیده نمی شدند، با متحد شدن در غالب گروه و استفاده از توانایی های یکدیگر، تبدیل می شوند به یک ابرانسان. ابرانسانی که مغزش بِبِه، قلبش ژانی، اندامش بینی و بُنی، و شعور و ضمیر اش جوان فقیر می شود. اما این ها چه ارتباطی به معامله کردن دارد؟ با خواندن این کتاب فهمیدم که برای پیشرفت کردن و فراتر رفتن باید سراغ توانایی های دیگران رفت و از آن ها استفاده کرد. فهمیدم که انسان ها به تنهایی قادر به انجام کار بزرگی نیستند. برای پرورش استعداد و کسب مهارت لازم نیست راهی که دیگران رفته اند را دوباره از صفر شروع کرده و پیمود. برای این کار، بهترین راه یافتن و بهره بردن از افرادی است که در زمینه هایی که ما خود تجربۀ کافی نداریم، شناخت و مهارت لازم را دارند.

  • زندگی از راه معامله (Vivre du trading) اثر الِکساندر اِلدِر (Alexander Elder): نسبت به دو کتاب قبل، موضوع این کتاب به معامله کردن نزدیک تر است. وقتی بفهمید دکتر اِلدِر در روسیه روانپزشک بوده، دلیل انتخاب این کتاب را بهتر متوجه خواهید شد. پیش از آن که بفهمد کلید موفقیتش نه به تحلیل بازار توسط رایانه بلکه به وضعیت روانی او در مغز خودش بستگی دارد، وقتی در سال 1976 تازه پا به دنیای معامله گذاشته بود، ابتدا پول خیلی زیادی از دست داد. از مهمترین اصول اِلدِر یکی آن است که به آمار و موضع های موجود اجازه ندهید به جای شما تصمیم بگیرند و در تصمیمات آینده تان تأثیر زیادی بگذارند، بلکه در عوض بیشتر به مدیریت سرمایه بپردازید، زیرا با مدیریت دقیق سرمایه می توان موضع های آتی را پیش بینی نیز کرد. طبق عقیدۀ او، هیچ راه حل نهایی ای برای موفق شدن در بازار وجود ندارد. یکی از مبانی فکری اش چنین است: «معامله گران جدی و حرفه ای به محض خرید کردن، برای خودشان حد ضرر تعیین می کنند». من هم مانند او بر این عقیده ام که جنبۀ روانشناختی بازار بسیار مهم است. باید یاد بگیرید به یک نمودار قیمت به چشم جنگ میان خریداران و فروشنده ها نگاه کنید، نه به چشم صرفاً مجموعه ای از شمعدان ها که بیشتر شبیه یک نقاشی آبستره اند.

شخصیت های مورد علاقه

  • همانطور که خیلی از آشنایان و نزدیکانم می دانند، فرهنگ آسیای شرقی خیلی بر زندگی من تأثیر گذاشته است. معامله گری که بیش از همه ستایشش می کنم، مونِهیسا هُما (Munehisa Homma) است که بین سال های 1724 و 1803 در ژاپن زندگی می کرده. او در شهر بندری ساکاتا تاجر برنج بود. اولین کسی بود که به جنبۀ روانشناختی بازار برنج توجه کرده، در این زمینه مهارت کسب کرده و راهی برای نمایش یین (نزول) و یانگ (صعود) بازار یافت. او دو کتاب از خود به جا گذاشت، یکی Sakata Senho و دیگری Soba Sani No Den. در سال 1991 بود که اِستیو نیسُن (Steve Nison) دنیای غرب را با آثار ارزشمند این متفکر شرقی آشنا ساخت.

  • نفر دوم طبیعتاً کسی نیست جز گُئیچی هُسُدا (Goichi Hosoda)، روزنامه نگار ژاپنی که یکی از کارآمدترین اندیکاتور های فنی را ابداع کرد. هدف او از این کار این بود که بتوان در یک نگاه نمودار را تحلیل کرد. اقرار می کنم حس جنگندگی و شور و اشتیاقش را دوست دارم... او برای خلق این اندیکاتور بیست سال وقت صرف کرد و نهایتاً در سال 1968 آن را به عموم ارائه نمود. طی این بیست سال به دانشجویان پول می داد تا این سیستم را با تمام جزئیاتش در عمل به کار ببندند، و به این طریق توانست ایراد های آن را گرفته و هر روز پخته تر و کامل ترش کند. چه اثر بزرگی خلق کرده. وقتی اولین بار اندیکاتور Ichimoku Kinko Hyo را ببنید، آن را با یک نقاشی آبستره اشتباه خواهید گرفت. اکثر افراد با مشاهدۀ حجم زیاد خطوط، عطایش را به لقایش ترجیح داده و از مسیر دیگری می روند. من اما، روزی تصمیم گرفتم چنین نکرده و با صبر و حوصله به بررسی این اندیکاتور بپردازم. و امروز از تصمیمی که گرفتم راضی هستم.

jeudi 22 septembre 2016

منبع:

http://www.objectifeco.com/blog/eric-david.html

Visual Forex...

ما را در سایت Visual Forex دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 21:00

صفحه بندی